nonilinon | نونیلینون

بنام او که بجای مچ ،دست میگیرد...

nonilinon | نونیلینون

بنام او که بجای مچ ،دست میگیرد...

nonilinon | نونیلینون

من محو خدایم و خدا آن منست
........هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
.....گویم که کسی هست که سلطان منست

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۲۳ مهر ۹۷، ۰۵:۳۵ - سید محمد علوی زاده
    متشکریم
نویسندگان

جای پا

چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۶:۳۴ ب.ظ

در خوابی کتاب گذشته ام را باز کردم و روزهای سپری شده عمرم را برگ به برگ مرور کردم .

 به هر روزی که نگاه م ی کردم ، در کنارش دو جفت جای پا بود .

یکی مال من و یکی مال خد ا. جلوتر می رفتم و روزهای سپری شده ام را می دیدم.

 خاطرات خوب، خاطرات بد، زیباییها، لبخندها،شیرینی ها، مصیبت ها، ...

 همه و همه را می دیدم.

اما دیدم در کنار بعضی برگها فقط یک جفت جای پا است . نگاه کردم،

همه سخت ترین روزهای زندگی ام بودند . روزهایی همراه با تلخی ها،ترس ها، درد ها، بیچارگی ها.

با ناراحتی به خدا گفتم :

روز اول تو به من قول دادی که هیچ گاه مرا تنها نمی گذاری.

هیچ وقت مرا به حال خود رها نمی کنی و من با این اعتماد پذیرفتم که زندگی کنم .

 چگونه، چگونه در این سخت ترین روزهای زندگی توانستی مرا با رنج ها، مصیبت ها و دردمندی

ها تنها رها کنی؟

خداوند مهربانانه مرا نگاه کرد . لبخندی زد و گفت :

فرزندم! من به تو قول دادم که همراهت خواهم بود. در شب و روز، در تلخی و شادی، درگرفتاری و

خوشبختی.

من به قول خود وفا کردم،

هرگز تو را تنها نگذاشتم،

هرگز تو را رها نکردم،

حتی برای لحظه ای،

آن جای پا که در آن روزهای سخت می بینی، جای پای من است ، وقتی که

 تو را به دوش کشیده بودم ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی